نهال عشق ...

درخت عشق را که باهم کاشته ایم
من تنها به پایش نشسته ام

 

جوانی ام را میگذارم به پایش
پیر خواهم گشت زیر سایبانش

من عهد بسته ام،خواهم ماند به پای عشق
 پای عهدم می مانم تا مرگ جدایم کند زین عشق

یاد خواهی کرد از عشق و عهدی که بسته ایم
من آن روز رفته و چشم از دنیا بسته ام

...

حیاط خلوت ...

در هیاهوی زندگی ،بخش کوچکش خلوتگاه من در زندگی
آرام میگیرم به دور از درد و غم و دلواپسی

آرام خاطرات رو مرور میکنم
گاه همراه لبخند اشک میریزم

گاه سینه ام را به درد می اورد
گاه خاطرات مرا از خود بی خود میکند

دقایقی به گوشه ای خیره می مانم
در جستجوی خاطراتت،می فهمم که چقدر دوستت دارم

...