آسمان گرفته

سردی زمستان فلبم را فرا گرفته

پشت پنچره نشسته ام

بر روی شیشه بخار گرقته اسمت را مینویسم

خاطرات را بر قاب پنجره مینویسم

لحظه، لحظه اش را

شیرین ترین و تلخترینش را

با زمستان سر میکنم بهار که برسد محو میکند از قاب پنجره

...